برای دوستم دعا کنید
دیروز با یکی از دوستان تازه ام صحبت می کردم .
دیدم که لحن صحبتش گونه دیگری است.
نمی دانستم که چه شده است ولی بسیار نگرانش شدم.
بالاخره با کلی اصرار از او خواستم تا به من بگوید که چه اتفاقی افتاده است.
او نیز به من گفت. دیدم که در مساله بسیار سختی گیر افتاده است.
فقط به من گفت که این مساله را برای کسی بازگو نکنم .
هدف من هم از نوشتن این مطلب این بود که به شما بگویم برایش دعا کنید. ![]()
از شما متشکرم. ![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه 18 بهمن1385ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط م امیدوار
|
